»»
نسیمی از آموزه های اخلاقی امام هادی(ع) امام هادی(ع) در جایی بنام
نسیمی از آموزه های اخلاقی امام هادی(ع) امام هادی(ع) در جایی بنام صریا در نزدیکی شهر مدینه در نیمه ماه ذیحجه سال 212 هجری قمری به دنیا آمد و در ماه رجب سال 254 هجری قمری در سامرا از دنیا برفت. مدت امامت آن حضرت 33 سال و مادر آن امام عزیز سمانه نام داشت. (ارشاد ج2 ص417) آنچه در پی می آید گزیده ای از دریای معارف بلند امام هادی(ع) پیرامون مسائل اخلاقی و اجتماعی است .
آموزه اول: ثمره ترس از خدا امام هادی(ع): من اتق الله یتقی- هر کس از خدا پروا کند، همگان از او پروا خواهند کرد. (تحف العقول ص510) پروای از خدا و ترس از او (تقوا) در حقیقت وجود آدمی، سپری فولادین می سازد که در عین نفوذناپذیری، بی نهایت تاثیرگذار در سایر اشیاء عالم از جمله انسانها است. امام صادق(ع) فرموده اند: از نشانه های مومن این است که از هیچ چیز نمی ترسد بلکه همه اشیاء حتی حشرات، خزندگان، درندگان زمین و پرندگان آسمان از او بیمناک و خائف بوده و در برابرش تسلیمند. زیرا که وی در پرتو دین خدا قدرتمند و عزیز شده است. (میزان الحکمه ج 1ص115) از امام علی(ع) نقل شده که از خدا بترس تا دیگران نیز از تو واهمه داشته باشند. (غرر ج1ص340) امام خمینی(ره) می فرمودند: والله قسم من جز از خدا از هیچ کس نترسیدم. در داستان دیدار شواردز نادزه وزیرخارجه ابرقدرت آن روز (شوروی سابق) در ملاقاتش با امام(ره) در جماران نقل می کنند که از خوف امام دستهایش می لرزید و با زحمت فراوان سعی می کرد اضطراب و ترس خود را از دیگران مخفی کند.
ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:34 عصر )
»»
چهل حدیث منتخب از علی بن محمد الهادی علیه السلام : قالَ الا ما
چهل حدیث منتخب از علی بن محمد الهادی علیه السلام :
قالَ الا مامُ اءبو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه علیه :
1 مَنِ اتَّقىَ اللّهَ یُتَّقى ، وَمَنْ اءطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ اءطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.(62) ترجمه : فرمود: کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى شوند. و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت ؛ و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد.
2 قالَ علیه السلام : مَنْ اءنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.(63) ترجمه : فرمود: کسى که با خداوند متعال مونس باشد و او را اءنیس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى کند. و علامت و نشانه اءنس با خداوند وحشت از مردم است یعنى از غیر خدا نهراسیدن و از مردم احتیاط و دورى کردن .
3 قالَ علیه السلام :السَّهَرَ اءُلَذُّ الْمَنامِ، وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.(64) ترجمه : فرمود: شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزاید یعنى هر چه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذت مى برد و هر چه کم خوراک باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود .
ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:33 عصر )
»»
شهادت حضرت امام علی نقی (هادی) (ع) پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 1
شهادت حضرت امام علی نقی (هادی) (ع) پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 139 یک جرعه آفتاب به کوش: امین عظیمی
1. هر که از خدا پروا نماید، از او پروا کنند و هر که از خدا فرمان برد، از او فرمان برند و هر که از خالق اطاعت کند، از خشم مخلوق ترسی به خود راه ندهد و هر که آفریدگار را خشمگین سازد، پس باید مطمئن باد که به خشم آفریدگان دچار آید.[72]
2. هر که از مکر خدا و مواخذه دردناک او آسوده خاطر باشد، دچار تکبر گردد تا آنکه قضای الهی و امر نافذش بر او جاری شود. هر که خدا را از روی دلیل روشن بشناسد، مصایب دنیا بر او سبک آید، هر چند قطعه قطعه شود و پراکنده گردد![73]
3. هر که دوستی و نظر خود را به طور کامل و صادقانه در اختیارت گذارد، تو نیز با تمام وجود از او اطاعت کن.[74]
4. هر که برای خود شخصیت و ارزشی قائل نشود، از گزند او خاطر جمع مباش.[75]
5. دنیا بازاری است که عدهای در آن سود برند و عدهای هم زیان نمایند.[76]
اشاره درآمد محمدعلی کعبی ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:32 عصر )
»»
معجزات حضرت امام علی النقی (ع) محمّد بن فرج رخجى گوید: حضرت ابو
معجزات حضرت امام علی النقی (ع) محمّد بن فرج رخجى گوید: حضرت ابو الحسن هادی علیه السّلام براى من نوشت زندگیت را جمع و جور کن و خود را مهیا ساز، من هم مشغول جمع آورى کارهاى خود بودم و از این دستور امام علیه السّلام هم چیزى نفهمیدم، یکى از روزها فرستاده حکومت آمد و مرا دستگیر کرد و از وطنم بیرون نمود، و تمام اموال و دارائیم را ضبط کرد.محمد بن فرج گوید : مدت هشت سال در زندان ماندم، بعد از این نامه اى به دستم رسید و حضرت هادى براى من نوشته بود در طرف غرب ساکن نشوید، من با خود گفتم اکنون که در زندان هستم سکونت در جانب غربى برایم معنى ندارد و از این نامه در تعجب بودم، چند روز از این جریان نگذشت که آهنها را از پاى من باز کردند و مرا از زندان رها نمودند. رخجى گوید: پس از اینکه از زندان بیرون شدم از آن حضرت خواهش کردم براى من دعا کند تا خداوند اموال مرا به من برگرداند، حضرت براى من نوشتند: در همین زودى اموالت را برمیگردانند، و اگر هم اموال را به تو رد نکنند ضررى متوجه تو نخواهد شد، نوفلى گوید: رخجى را به طرف لشکر حرکت دادند و تمام اموال او را به وى برگردانیدند، و لیکن هنوز حکم را به وى نرسانیده بودند از دنیا رفت. نوفلى گوید: علی بن خضیب به محمد بن فرج نوشت و او را به طرف لشکر دعوت کرد، محمد بن فرج در این باره نامه اى به حضرت هادى علیه السّلام نوشتند و با وى به مشورت پرداختند، حضرت براى وى نوشت: شما به لشکرگاه بروید که گشایش کارت در آنجا است، محمد بن فرج از زندان بیرون شد و به لشکرگاه رفت و در آنجا درگذشت. ابو یعقوب گوید: محمد بن فرج را در یکى از شبهاى قبل از موتش دیدم که به استقبال امام هادى علیه السّلام آمده بود، حضرت نظر مخصوصى بر وى کردند، پس از اینکه وى مریض شد من از او عیادت کردم، محمد به من گفت: ابو الحسن هادى برایم جامه اى فرستاده و فرموده است این جامه را براى خود کفن قرار دهید، راوى گوید: من این جامه را در زیر سر محمد بن فرج دیدم. اعلام الوری با علام الهدی صفحه 475 ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:22 عصر )
»»
چند حدیث از امام علی النقی (ع): 1- صبر را بالش کن ، و فقر را در
چند حدیث از امام علی النقی (ع):
1- صبر را بالش کن ، و فقر را در آغوش گیر ، و شهوات را به دور انداز ، و با هوای نفس مخالفت کن ، و بدان که در برابر دیده خدایی ، پس بنگر که چگونه ای . 2- سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری 3- نع مت جان و دارایی ، از بخششهای گوارای خداست و عاریه سپرده اوست ، تا آنجا که از آن بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است ، و آنچه همه ببرند اجر و ثواب است ، پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن . 4- کسی که در امری حاضر باشد و آن را ناخوش دارد ، چون کسی است که غائب بوده . و هر که در امری حاضر نباشد ولی بدان رضایت دهد ، مانند کسی است که خود در آن بوده . 5- سه چیز است که بنده را به رضوان خدا می رساند : 1 - زیادی استغفار ، 2 - نرمخویی ، 3 - صدقه بسیار دادن . 6- مؤمن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا ، و به پندگویی از طرف خودش ، و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند . 7- عالمان ، به سبب زیادی جاهلان ، غریب اند . 8- کسی که فرمان هوای نفس خویش برد ، آرزوی دشمنش را برآورد . 10- روزگار و گذشت زمان ، پرده از رازهای نهفته برمی دارد. 11- چهار چیز یاری دهنده انسان در کار است : سلامت ، بی نیازی ، دانش و توفیق . 12- سه خصلت دوستی را جلب می کند : انصاف ، همراهی و همدلی در هنگام سختی و ناملایمات ، پاک دلی و خیرخواهی نسبت به دیگران . 13-نعم تی که برای آن شکرگزاری نشود ، مانند گناهی است که آمرزیده نگردد . 14- عتماد به خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه ای است .
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:20 عصر )
»»
احادیث امام علی نقی(ع) على بن محمد نوفلى گوید: محمد بن فرج به م
احادیث امام علی نقی(ع)
على بن محمد نوفلى گوید: محمد بن فرج به من گفت : حضرت ابوالحسن (امام هادى ) علیه السلام به من نوشت : اى محمد! کارهایت را بسامان رسان و مواظب خود باش . من مشغول سامان دادن کارم بودم و نمى دانستم مقصود حضرت از آنچه به من نوشته چیست که ناگاه ماءمور آمد و مرا از مصر دست بسته حرکت داد، و تمام دارائیم را توقیف کرد و 8 سال در زندان بودم ، سپس نامه ئى از حضرت در زندان به من رسید که : اى محمد! در سمت بغداد منزل مکن . نامه را خواندم و گفتم : من در زندانم و او به من چنین مى نویسد؟! این موضوع شگفت آور است . چیزى نگذشت که خدا را شکر مرا رها کردند. و محمد بن فرج به آن حضرت نامه نوشت و درباره ملکش (که بناحق تصرف کرده بودند) سؤ ال کرد حضرت به او نوشت : بزودى بتو برمى گردانند و اگر هم بتو باز نگردد، زیانى بتو نرسد، چون محمد بن فرج بسامره حرکت کرد، برایش نامه آمد که ملک بتو برگشت ، ولى او پیش از گرفتن نامه درگذشت . و احمد بن خضیب بن فرج نوشت و از او تقاضا کرد بسامره رود، محمد به عنوان مشورت مطلب را به امام هادى علیه السلام نوشت ، حضرت به او نوشت : برو، زیرا گشایش و خلاصى تو در آنست انشاءاللّه تعالى . او برفت و پس از اندکى در گذشت
اصول کافى جلد 2 صفحه 426 روایت 5
ابویعقوب گوید: شبى محمد (بن فرج ) را پیش از مرگش در برابر امام هادى علیه السلام دیدم : حضرت به او نگریست و او فردا بیمار شد، چند روز که از بیماریش گذشت ، بعیادتش رفتم ، سنگین شده بود، به من خبر داد که امام براى او پارچه ئى فرستاده و او آنرا پیچیده و زیر سرش گذاشته ، سپس او را در همان پارچه کفن کردند. ابویعقوب گوید: امام هادى علیه السلام را همراه ابن خضیب دیدم ، ابن خضیب به حضرت عرض کرد: ((راه برو قربانت گردم )) فرمود: تو جلوترى ، چهار روز بیشتر نگذشت که چوبهاى شکنجه را بپاى ابن خضیب گذارند و سپس خبر مرگش رسید. و از او روایت شده که چون ابن خضیب درباره خانه اى که از آن حضرت مطالبه مى کرد پافشارى نمود، امام برایش پیغام داد: با درخواست از خداى عزوجل ترا به روزگارى مى نشانم که اثرى از تو بجا نماند، سپس خداى عزوجل هم او را در همان ایام گرفتار ساخت
اصول کافى جلد 2 صفحه 426 روایت 6
یکى از اصحاب ما (شیعیان ) گوید. رونوشت نامه متوکل را به امام هادى علیه السلام ، در سال 243 از یحیى بن هرثمه گرفتم . این است متن آن نامه . بسم الله الرحمن الرحیم ، اما بعد، همانا امیرالمؤ منین (یعنى خودم که متوکل عباسى مى باشم ) قدر تو را مى شناسد و خویشاوندى تو را (با پیغمبر و هم با خود) رعایت مى کند و حق تو را لازم مى داند و براى اصلاح حال تو و خاندانت و عزت و خوشبختى و آسودگى تو و ایشان هرچه لازم باشد، فراهم مى کند و از این رفتار خشنودى پروردگار و انجام دادن حقى که از تو و ایشان بر او واجب است ، طلب مى کند. امیرالمؤ منین عقیده دارد عبدالله بن محمد را از تولیت جنگ و نماز در مدینه پیغمبر صلى الله علیه وآله عزل کند، زیرا چنانکه تذکر داده بودى ، حق شما را نشناخته و ارزشت را سبک گرفته و مشاء را به کارى متهم ساخته و نسبت داده (یعنى دعوى خلافت ) که امیرالمؤ منین بر کنارى و درستى نیت شما را در عدم اراده و آماده نبودن ترا براى آن کار مى داند و امیرالمؤ منین منصب و ماءموریت عبدالله را به محمد بن فضل داد و او را با احترام و تعظیم و شنوائى از شما و اینکه با این رفتار تقرب به خدا و امیرالمؤ منین جوید دستور داد. امیرالمؤ منین مشتاق دیدار و تجدید عهد با شماست . شما هم اگر دیدار و اقامت نزد او را تا هر مدتى که خواهى ، حرکت کن و هر کسى را که دوست دارى از خانواده و غلامان و اطرافیانت همراه بیاور، و مسافرتت با مهلت و آرامش باشد، هر زمان خواهى کوچ کن و هر زمان خواهى بارانداز و هر گونه خواهى راه پیما. و اگر دوست دارى یحیى بن هرثمه پیشکار امیرالمؤ منین و سربازانى که همراه او است ، پشت سرت بیایند و در کوچ کردن و راه پیمودن دنبال شما باشند، به اختیار و دستور شماست ، هر گونه خواهى حرکت کنید تا نزد امیرالمؤ منین برسید. که هیچ یک از برادران و فرزندان و اهل بیت و ویژگیانش منزلتى پر مهر و وحسب و شرافتى پسندیده تر از تو ندارند و امیرالمؤ منین نسبت به ایشان دلسوزتر و مهربانتر و خوش رفتارتر و خاطر جمع تر نیست انشاء الله تعالى و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته . نویسنده ابراهیم بن عباس و صلى الله علیه وآله و سلم . اصول کافى جلد 2 صفحه 427 روایت7 ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:18 عصر )
»»
گزیده ای از سخنان گهربار امام علی نقی علیه السلام امام هادی (علی
گزیده ای از سخنان گهربار امام علی نقی علیه السلام
امام هادی (علیه السلام) فرمودند : خدا را بقعه هاست که دوست دارد در آنها دعا شود و آن دعاها را مستجاب گرداند، که یکى از آن بقعه ها بارگاه امام حسین علیه السّلام است. تحف العقول صفحه 878
امام هادی (علیه السلام) فرمود : دنیا بازارى است که عده اى در آن سود برند و عده اى هم زیان نمایند. تحف العقول صفحه 882
امام هادی (علیه السلام) فرمود : هر که براى خود شخصیّت و ارزشى قائل نشود از گزند او خاطر جمع مباش. تحف العقول صفحه 882
امام هادی (علیه السلام) فرمود : همانا، ظالم بردبار بسا که به خاطر بردباریش از ظلم او درگذرند و صاحب حقّ بی خرد بسا که به خاطر بی خردى خود نور حقّ خویش را خاموش سازد. تحف العقول صفحه 882
امام هادی (علیه السلام) فرمود : به راستى، خداوند دنیا را خانه آزمایش و آخرت را خانه ماندگار و آزمایش در دنیا را سببى براى ثواب آخرت و ثواب آخرت را عوض آزمایش دنیا قرار داده است. تحف العقول صفحه 882
امام هادی (علیه السلام) فرمود : هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناک او آسوده خاطر باشد، دچار تکبّر گردد تا آنکه قضاى الهى و امر نافذش بر او جارى شود. هر که خدا را از روى دلیل روشن بشناسد، مصائب دنیا بر او سبک آید، هر چند با قیچى قطعه قطعه شود و پراکنده گردد! تحف العقول صفحه 880
امام هادی (علیه السلام) فرمود : شکرگزار به خود شکر سعادتمندتر است از نعمتى که موجب شکرگزارى او شده است؛ زیرا نعمتها کالاى دنیایند ولى شکر، هم نعمت دنیاست و هم آخرت. تحف العقول صفحه 882
امام هادی (علیه السلام) فرمود : هر که از خدا پروا نماید از او پروا کنند و هر که از خدا فرمان برد از او فرمان برند و هر که از خالق اطاعت کند از خشم مخلوق ترسى به خود راه ندهد و هر که آفریدگار را خشمگین سازد پس باید مطمئن باشد که به خشم آفریدگان دچار آید. تحف العقول صفحه 878
منبع
http://mahdimission.com
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:9 عصر )
»»
چهل حدیث اخلاقی از امام علی نقی علیه السلام : 1- جبران نقص « لِب
چهل حدیث اخلاقی از امام علی نقی علیه السلام : 1- جبران نقص « لِبَعْضِ مَوالیهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ ». امام على النّقى(علیه السلام) به یکى از دوستانش فرمود:فلانى را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده اى خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید]. 2- جایگاه اجابت دعا « إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا یُحِبُّ أَنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْه ». همانا براى خداوند بقعه هایى است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاکننده را به اجابت رساند، و حائر حسین(علیه السلام)یکى از آنهاست. 3- خداترسى « مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقینَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْیَیْقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقینَ ». هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر که مطیع آفریدگار باشد، باکى از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار مىشود. 4- اطاعت خیرخواه « مَنْ جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأْیَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَکَ ». هر که دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه گردان. 5- اوصاف پروردگار « إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: کَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاَْیْنِیَّةِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ ». به راستى که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورّات به کُنه او پى نبرند، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیکىاش دور است و با همه دورىاش نزدیک. کیفیّت و چگونگى را پدید کرده، بدون این که خود کیفیّت و چگونگى داشته باشد. مکان را آفریده بدون این که خود مکانى داشته باشد. او از چگونگى و مکان بر کنار است. یکتاى یکتاست، شکوهش بزرگ و نام هایش پاکیزه است. 6- اثر بخش خداست، نه روزگار « لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْیّامِ صُنْعًا فى حُکْمِ اللّهِ ». از حدّ خود تجاوز نکن و براى روزگار هیچ اثرى در حکم خدا قرار نده. 7- نتیجه بى اعتنایى به مکر خدا « مَنْ أَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَ أَلیمَ أَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَة مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنْیا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ ». هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زِیَد، تکبّر پیشه کند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خداپرستى، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبک آید و اگر چه مقراض شود و ریز ریز گردد.
ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:3 عصر )
»»
حضرت امام علی النقی الهادی (ع ) تولد امام دهم شیعیان حضرت امام
حضرت امام علی النقی الهادی (ع ) تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (ع ) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد . نام آن حضرت - علی - کنیه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادی " و " نقی " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود . در این مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعلیم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدینه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانیدن مردم و آشنا کردن آنها به حقایق مذهبی نمی آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خلیفه ستمگر وقت - یعنی متوکل عباسی - آنی آسایش نداشت . به همین جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدینه بنا بر دشمنی دیرینه و بدخواهی درونی ، به متوکل خلیفه زمان خود نامه ای خصومت آمیز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگیزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقیقت آنچه در شأن خودش و خلیفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و این همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولایت و علم و فضیلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدینه می کشانید و این کوته نظران دون همت که طالب ریاست ظاهری و حکومت مادی دنیای فریبنده بودند ، نمی توانستند فروغ معنویت امام را ببینند . و نیز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمین ( = مکه و مدینه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از این دیار بیرون بر ، که بیشتر این ناحیه را مظیع و منقاد خود گردانیده است " . این نامه و نامه حاکم مدینه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه علیه دستگاه جبار عباسی است . از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربیت شدند که هر یک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدین سان پایه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شیعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر این فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پیش نیامده بود ، معلوم نبود سرنوشت این معارف مذهبی به کجا می رسید ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد دیگر چنین فرصتهای وسیعی برای تعلیم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدودیت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که باید و شاید پیش نیامد . با این همه ، دوستداران این مکتب و یاوران و هواخواهان ائمه طاهرین - در این سالها به هر وسیله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دینی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پیشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر می رسیدند و از سرچشمه دانش و بینش آنها ، بهره مند می شدند و این دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پیوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدینه و مانند آن ، نشان دهنده این هراس همیشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمین ( مکه و مدینه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآیند و سر از اطاعت خلیفه وقت درآورند . بدین جهت پیک در پیک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدینه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت این زندانی و تحت نظر بودن را - بیست سال - نوشته اند . پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه یحیی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدینه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهیم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به یحیی بن هرثمه گفت : ای مرد ، این امام هادی فرزند پیغمبر خدا (ص ) می باشد و می دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پیغمبر (ص ) در روز قیامت از تو بازخواست می کند . یحیی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نیز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصیف ترکی . او نیز به یحیی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همین وصیف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنیدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزید و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از این مطالب که از قول یحیی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار می گردد ، و نیز این مطالب دلیل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعیت امام و موضع خاص او در بین هواخواهان و شیعیان آن حضرت داشته است . باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از یحیی پرسید : علی بن محمد چگونه در مدینه می زیست ؟ یحیی گفت : جز حسن سیرت و سلامت نفس و طریقه ورع و پرهیزگاری و بی اعتنایی به دنیا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چیزی ندیدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجید و کتابهای علمی چیزی نیافتم . متوکل از شنیدن این خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سیدالشهداء (ع ) آب بستند و زیارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زیارت مانع شدند ، و دشمنی یزید و یزیدیان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانیدند ، با این همه در برابر شکوه و هیبت حضرت هادی (ع ) همیشه بیمناک و خاشع بود . مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مریض شد و جراحتی پیدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خلیفه شفا یابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هدیه فرستد . در این میان به فتح بن خاقان که از نزدیکان متوکل بود گفت : یک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شاید بهبودی یابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذارید به اذن خدا بهبودی حاصل می شود . چنین کردند ، آن جراحت بهبودی یافت . مادر متوکل هزار دینار در یک کیسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که یکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دینار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی دیده شده است . متوکل سعید حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بیاورند تا آسیبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گوید : دیدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختیار توست . آن مرد خانه را تفتیش کرد . چیزی جز آن کیسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کیسه دیگری سر به مهر در خانه وی نیافت ، که مهر مادر خلیفه بر آن بود . امام فرمود : زیر حصیر شمشیری است آن را با این دو کیسه بردار و به نزد متوکل بر . این کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنیا و مال دنیا اعتنایی نداشت پیوسته با لباس پشمینه و کلاه پشمی روی حصیری که زیر آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی می کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق می فرمود . با این همه ، متوکل همیشه از اینکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و ریاست ظاهری بر وی به سر آید بیمناک بود . بدخواهان و سخن چینان نیز در این امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسیار جمع کرده و کاغذهای زیاد است که شیعیان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از این خبر وحشت کرد و به سعید حاجب که از نزدیکان او بود دستور داد تا بی خبر وارد خانه امام شود و به تفتیش بپردازد . این قبیل مراقبتها پیوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نیز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در میان بیابان وسیعی ، در موضعی روی هم بریزند . ایشان چنین کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالی " نهادند آنگاه خلیفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( علیه السلام ) را نیز به آنجا طلبید و گفت : شما را اینجا خواستم تا مشاهده کنید سپاهیان من را . و از پیش امر کرده بود که لشکریان با آرایشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنمایاند ، تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت او اراده خروج بر او نمایند " . در این مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقیم و غیر مستقیم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهایی که در اقامتگاه امام (ع ) می شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سید محمد - که حرم مطهر وی در نزدیکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - یاد شده است . این نکته نیز می رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر می زده اند . " ادامه مطلب... |
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( یکشنبه 24/2/91 :: ساعت 6:1 عصر )
»»
ظهور در فرهنگ شیعه به چه معناست؟ مکتب تشیّع و هویت وجودى شیعه ب
ظهور در فرهنگ شیعه به چه معناست؟ مکتب تشیّع و هویت وجودى شیعه به وجود امام حىّ، حضرت حجة بن الحسن علیه السلام زنده مىباشد
در مکتب تشیّع ظهور ولایت بر نفس انسان داراى ارزش و اعتبار است نه صرف ظهور ظاهرى و صورى امام علیهالسّلام. آنچه که در روایات از حضرات معصومین علیهمالسّلام بر آن تأکید و اصرار شده است مسأله انتظار و تهیّؤ روحى و آمادگى براى ادراک ظهور است. بدون تحصیل آمادگى روحى و وصول به مرحله انقیاد و تعبّد و اطاعت محض از ولىّ زمان، ظهور او چه فائدهاى براى ما دارد؟ مگر ظهور او از ظهور پیامبر اکرم مهمتر است؟ و دیدیم که مردم زمان رسول اکرم با آن حضرت چه کردند و پس از او چه جنایتى بر ذریّه او وارد آوردند! و چگونه حقّ رسالت را ادا کردند و پاداش پیامبر را پرداخت نمودند!
بلى آنچه که مسلّم است از مسأله ظهور آنست که حکومت، حکومت عدل و انصاف خواهد شد و کسى جرأت تعدّى و تجاوز به حریم دیگرى را نخواهد داشت. و همه در هر مرحلهاى که هستند بدون هیچ رادع و مانعى به آن فعلیّت و نقطه اختیار و انتخاب خود خواهند رسید. و امّا اینکه با ظهور آن حضرت همه به مرتبه کمال مىرسند و چه بخواهند یا نخواهند جهات مفقوده در وجود آنان متحقّق و استعدادات به فعلیّت برسد، این خلاف عدل الهى و مغایر با موازین عالم تربیت و تشریع است و چنین مسألهاى واقع نخواهد شد.
منتهى اصلًا مکتب امام صادق علیهالسّلام و مکتب تشیّع بر این اساس نیست که مردم را در لحظات ظاهرى نفسانى متوقّف کند و حرکت آنها را به سوى کمال بگیرد و جلوى رشد آنها را به سوى کمال بگیرد. اگر فرض کنید که امام صادق علیهالسلام بفرماید: در سنه فلان، ماه فلان، روز فلان، قطعاً امام زمان علیهالسّلام، مهدى ما، ظهور خواهد کرد. این افرادى که الآن فرض بکنید که در هشتصد سال پیش هستند، هفتصد سال پیش هستند، این افراد به چه امیدى زندهاند؟ مىگویند: ما که آن زمان را درک نمىکنیم. الآن فرض کنید که من باب مثال فرض مىکنیم که حضرت رسول، رسول خاتم، این رسولِ آخرین پیامبر نبود. بعد از دو هزار سال فرض بکنید که رسالت آن حضرت یک پیغمبر دیگرى، در رأس دو هزار سال مىآمد که آن پیغمبر، پیغمبر خاتم بود. حالا ما که بین این پیغمبر و بین آن پیغمبر هستیم که امید براى دیدن و رؤیت و لقاء آن پیغمبر بعدى را که نداریم. باید چه کار بکنیم؟ یا باید در حال یأس زندگى خود را به همین کیفیت سپرى کنیم. ما که قادر نیستیم، ما که لایق نیستیم، ما که نمىدانیم آن موقعیت و زمان پیغمبر چه خواهد شد، ما که درک نمىکنیم ما که از فیض حضور او محروم هستیم، پس بنابراین عبادات ما چه فایدهاى دارد؟ به یه همین وجوب و حُرمت ظاهرى اکتفا مىکنیم و دیگر نسبت به تعالى و نسبت به آینده خود ناامید مىشویم. طبعاً طبع بشر همین است، طبع انسان همین است.- مىگویند انسان به امید زنده است- مگر یک افراد خاصّى که عرض کردم از نقطه نظر ظاهر عبور کرده باشند و دیگر ظهور ظاهرى براى آنها تفاوتى نداشته باشد و آن ظهور حقیقى و آن ظهور معنوى آنها را به آن نقطه اشباع و آن نقطه اقناع مىرساند. اینها افراد معدودى هستند. اینها چه هستند؟ داراى یأس مىشوند، یعنى نود درصد مردم، نود و نه درصد مردم با این گونه اخبار دچار یأس. مىشوند. یعنى مردم به آن موقعیت خود اکتفا نمىکنند، قانع نیستند، حالا آن موقعیت فعلى خود را انجام ندادند، نسبت به تکالیفى که در آن تکالیف قطعاً احساس اطّلاع و علم و یقین دارند آن تکالیف را رها مىکنند، فقط به امید آینده سپرى مىکنند
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » م- ح ( جمعه 26/1/90 :: ساعت 2:36 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ
نسیمی از آموزه های اخلاقی امام هادی(ع) امام هادی(ع) در جایی بنامچهل حدیث منتخب از علی بن محمد الهادی علیه السلام : قالَ الا ماشهادت حضرت امام علی نقی (هادی) (ع) پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 1معجزات حضرت امام علی النقی (ع) محمّد بن فرج رخجى گوید: حضرت ابوچند حدیث از امام علی النقی (ع): 1- صبر را بالش کن ، و فقر را دراحادیث امام علی نقی(ع) على بن محمد نوفلى گوید: محمد بن فرج به مگزیده ای از سخنان گهربار امام علی نقی علیه السلام امام هادی (علیچهل حدیث اخلاقی از امام علی نقی علیه السلام : 1- جبران نقص « لِبحضرت امام علی النقی الهادی (ع ) تولد امام دهم شیعیان حضرت امامظهور در فرهنگ شیعه به چه معناست؟ مکتب تشیّع و هویت وجودى شیعه ببه شیعه بودنم افتخار می کنم زیرا... ما مفتخریم پیرو مکتبى هستیمنزدیکترین مکتب کلامی به شیعهآیت الله مکارم: آینده متعلق به شیعه استتصاویری از کشتار دلخراش و بی رحمانه ی شیعیان بحرین توسط وهابیونتصاویری از کشتار دلخراش و بی رحمانه ی شیعیان بحرین توسط وهابیون[همه عناوین(613)][عناوین آرشیوشده]